هم کلام شدن با آدم هایی که ناشناسشان هستم. اتاق های تمیز.ظرف های شسته.دکتر که می گوید خوب می شوید.دیدن تصویر تو ناگهان بر صفحه ی گوشی.بالبخندها.با دست بردن سوی موهها.به چشم ها.هوای سرد بدون شال.سوپی که برایم پخته ای.دستی که می خواهم حلقه کنم بر گردنی .چشمی که می خواهم ببوسم.کتاب هایی که خریده ام.شعری از گروس.کتابی از شمس.عکس های اینستا.پیام هایی که می خوانم.راه های صبحم.پیام های دوستانه تر. واژه هایی که دلم نمی آید پاکشان کنم.سرگذاشتن برخاک.بر دست هایی. خواستن وحشتناک من.گرمایی که می خواهم.گریزم از نگاههای ناشناخته.آتشی که باخود می گویم کاش از هیزم بود.درختی که می پرستمش.درختی که بی کران ترین آغوش است.درختی که می شوم.
برچسب:
نویسنده: سام فرهادی